السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

706

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

5 ) ازهرى « 1 » نسناس را چنين معرّفى مىكند كه : نسناس‌ها مخلوقاتى هستند در قيافه و هيكل انسان ، ولى از جنس بشر نيستند . در پاره‌اى خصوصيّات شبيه بشر ، و در پاره‌اى خصوصيّات شباهتى به بشر ندارند . 6 ) جوهرى « 2 » در « صحاح اللغه » چنين مىگويد : نسناس‌ها يك نوع مخلوقاتى هستند كه با يك پا راه مىروند و در موقع راه رفتن جست و خيز مىكنند . 7 ) زبيدى در « التاج » از « ابى الدقيش » « 3 » چنين آورده است كه نسناس از فرزندان سام بن سام - كه از قوم عاد و ثمود بودند - مىباشند ، ولى نسناس‌ها عقل ندارند و در در نيزارهاى ساحل هند زندگى مىكنند . عرب‌ها و چادرنشينان ، آنها را شكار مىكنند و با آنان تكلّم و گفتگو مىنمايند . نسناس‌ها به لغت عربى صحبت مىكنند و زاد و ولد دارند و شعر هم مىگويند و فرزندان خويش را با نام‌هاى عربى نام‌گذارى مىكنند . 8 ) مسعودى مىگويد : نسناس‌ها يك چشم بيشتر ندارند ، گاهى از آب بيرون مىآيند و تكلّم مىكنند و اگر به انسانى دست يابند او را مىكشند . 9 ) مؤلّفان كتاب‌هاى « نهاية اللغه » ، « لسان العرب » ، « قاموس » و « التاج » كه چهار كتاب از كتاب‌هاى معتبر و مورد اعتماد در لغت مىباشند ، در ذيل لغت « نسناس » اين روايت را نقل مىكنند كه تيره‌اى از قوم عاد ، با پيامبرشان مخالفت نمودند و خداوند آنها را مسخ نمود و به صورت نسناس درآورد كه هر يك از آنها ، داراى يك دست و پا هستند . نصف بدن انسان را دارا مىباشند . و در موقع راه رفتن مانند پرندگان جست و خيز مىكنند . و

--> ( 1 ) . ازهرى : ابو منصور محمّد بن احمد بن ازهر از علماى لغت است . گويند تمام مناطق عربنشين را براى به دست آوردن لغا عربى زير پا گذاشت . وفات او در سال ( 370 ه - ) بوده است . در اللباب ، ج 1 ، ص 38 شرح حال او آمده است . ( 2 ) . جوهرى : ابو نصر اسماعيل بن حماد است نژاد وى از فاراب - كه از بلاد ترك است - مىباشد به عراق و حجاز مسافرت نمود و آباديهاى آنها را گشت ، سپس به نيشابور مراجعت نمود و در همان شهر اقامت گزيد . از دو تكه تخته به شكل دو بال تهيه كرد و با ريسمانى آنها را با هم بست و بر پشت بامى رفت و صدا زد مردم ! من صنعتى به خرج دادهام كه سابقه ندارد و اينك با اين دو بال پرواز خواهم نمود . مردم نيشابور نيز براى تماشاى او گرد آمدند و او دو بال خود را تكان داد و خود را به فضا پرت نمود ، ولى اين دو بال مصنوعى به جال وى سودى نبخشيد و در همان حال از پشت بام به سطح زمين سقوط كرد و كشته شد . اين جريان در سال ( 343 ه - ) بوده است به معجم الادباء ، ج 2 ، ص 269 و لسان الميزان ، ج 1 ، ص 400 مراجعه شود . ( 3 ) . ابو الدقيش : قنانى غنوى است كه شرح حال وى در فهرست ابن نديم ط ، مصر ص 70 آمده است .